امروز: سه شنبه, ۲۱ آذر , ۱۳۹۶ - Tuesday, 12 December , 2017
کد خبر: 75383

استارت آپ های شکست خورده چه درس هایی به ما می آموزند

اغلب استارت آپ ها سقوط می کنند. بله، اغلب آنها شکست می خورند چون نمی توانند بازار مناسبی برای محصولات شان پیدا کنند یا اصولا کالا و خدماتی تولید می کنند که تقاضای کافی ندارند. هنگامی که یک استارت آپ محصولی تولید می کند که پیش از آن هرگز وجود نداشته ا ...

 برخی دیگر از استارت آپ ها به خاطر مشکلات اجرایی شکست می خورند. اغلب استارت آپ ها بودجه کافی ندارند، کارمندان شان بی تجربه اند، برندشان هنوز اعتبار خاصی به دست نیاورده است و ساعت ها تلاش می کنند تا فقط بتوانند مسیر خود را حفظ کنند. سپس دچار کمبود زمان می شوند و در نهایت فرومی پاشند.

همه اینها بدان معنی است که دنیای استارت آپ ها پر از مردم شکست خورده است. بیشتر مؤسسان باوجود شکست شرکت شان دوام می آورند، ولی حتی آنهایی که به موفقیت می رسند، پیش از رسیدن به نقطه اوج، حتما از چندین شکست و اشتباه، آسیب  دیده اند.

بیشتر این بنیانگذاران، به شما جملات مشابهی خواهند گفت:

•    وقتی می خواهید یک شرکت را پایه گذاری کنید، باید ریسک شکست را پذیرفته باشید. گرچه بعدا باید به سختی تلاش کنید که به این نقطه نرسید.

•    شکست آنقدرها که شما تصور می کنید وحشتناک نیست. صنایع که شما را تحریم و بایکوت نمی کنند، زندگی تان هم که به جای خودش باقی است. اصلا مردم کمی متوجه ماجرا می شوند.

•    شما چیزهای زیادی یاد خواهید گرفت. استارت آپ ها تجاربی قوی هستند که باعث می شوند شما خیلی سریع تر یاد بگیرید. حتی اگر شکست بخورید، تجربه های جدیدی دارید که می توانید در شروع پروژه های جدید، از آنها استفاده کنید.

این نگرش ها، سالم و واقع بینانه اند، اما گاهی به افراط کشیده می شوند. این حقیقت که صنایع شکست را می پذیرند اغلب بد تفسیر می شود، تا جایی که مخاطب فکر می کند ممکن است شکست فواید بیشتری نسبت به موفقیت داشته باشد.

ولی اصلا این طور نیست. شکست دردآور است، زیان ها و هزینه های زیادی به شما تحمیل می کند و درس هایی که یاد می گیرید، بسیار کمتر از چیزی است که در صورت موفقیت خواهید آموخت. بنیانگذاران استارت آپ  از شکست وحشت دارند و برای اجتناب از آن می کوشند. به علاوه این تنها راه یادگیری نیست؛ یادگیری از اشتباهات دیگران بسیار بهتر از اشتباهات شخصی شما است، پادکست ها و وبلاگ هایی که بخواهند داستان شکست دیگران را برای شما تعریف کنند هم کم نیستند.

اگر استارت آپی را شروع کنید که به جای شکست، موفق شود:

•    شما تمام مراحل رشد استارت آپ را خواهید دید: با کنار هم قرار دادن افراد مناسب، یک تیم خوب می سازید، سرمایه تان را افزایش می دهید، یک محصول تولید می کنید، مشتریان تان را خشنود می کنید، چندین مدیر استخدام می کنید و سرپرستی آنها را به عهده می گیرید، تیم و فرهنگ شرکت تان را تقویت می کنید. موفقیت استارت آپ به شما این شانس را می دهد که از همه این مراحل درس های بزرگی بیاموزید، ولی با یک استارت آپ شکست خورده هیچ کدام از این تجربیات را نخواهید داشت. اگر استارت آپ شما گامی بالاتر از کدها و برنامه هایی که با دوستان تان می نویسید نگذارد، همه چیزی که آموخته اید فقط همان نوشته های شما است.

•    شما اعتمادبه نفس بیشتری پیدا می کنید. هنگامی که یک استارت آپ موفق را هدایت می کنید، متوجه می شوید که اگرچه سخت است، ولی از عهده مصائب آن برمی آیید. حالا می دانید که می توانید کارهای بزرگ تری انجام دهید.

•    شما شبکه، شهرت و اعتبار خود را ساخته اید. برای کسی که می داند چگونه به پیروزی برسد و چالش ها را با موفقیت پشت سر بگذارد، استخدام عوامل بیشتر، جمع آوری پول و سرمایه و عقد قرارداد با مشتریان جدید بسیار آسان تر و راحت تر است.

جای بحث وجدل نیست: بهترین راه یادگیری انجام کار، مبادرت به اجرای آن است. شکست استارت آپ مضامین کمتری برای یادگیری به شما ارائه می دهد.

ولی دلیلی وجود دارد که مردم همچنان به پرسش های خود در مورد شکست استارت آپ ادامه می دهند. آنچه آنها می پرسند فرمی از این سوال اصلی است: اگر قرار باشد استارت آپ من شکست بخورد، بهتر نیست که اصلاً از اول شرکتی تأسیس نکنم؟

پاسخ این سوال، به دیگر گزینه های جایگزین شرکت موردنظر بستگی دارد.

اگر آلترناتیو بعدی این است که شما در دفتر کوچکی در یک شرکت بزرگ نشسته باشید و هر روز کارهای تکراری روز قبل را انجام بدهید، طبیعتا از راه اندازی شرکت خودتان چیزهای بیشتری یاد خواهید گرفت. حتی اگر شرکت تان خیلی زود شکست بخورد، شما یاد می گیرید که چگونه هم بنیانگذاران دیگری پیدا کنید، محصولی را به سطح تولید برسانید، با مشتریان ارتباط برقرار کنید و اگر اوضاع هنوز خیلی وخیم نباشد، یاد می گیرید که چگونه می توانید سرمایه گذاران را قانع کنید به همکاری با شما ادامه دهند. احتمال دارد مؤسسان و بنیانگذاران استارت آپ های دیگر را ملاقات کنید و با آنها شبکه ای بسازید که در راه اندازی شرکت بعدی کمک خوبی برای تان خواهد بود. مهم تر از همه، شما متوجه می شوید که اصلا به این کار علاقه دارید یا نه.

ولی تأسیس شرکت یا پیوستن به یک شرکت بزرگ تر به عنوان کارمند، تنها گزینه هایی نیستند که می توانید انتخاب کنید. راه سومی هم وجود دارد: اینکه به عنوان یک کارمند مؤثر، به یک استارت آپ کوچک اما در حال رشد بپیوندید. این گزینه عالی است؛ مخصوصا وقتی هنوز آمادگی ندارید که کسب وکار خودتان را راه اندازی کنید و درعین حال می خواهید در پیشرفت و رشد محسوسی شرکت داشته باشید.

به گزارش دریک آنلاین به نقل از زومیت، اگر در مراحل اولیه رشد یک استارت آپ به آن ملحق شوید، ممکن است حتی نسبت به زمانی که خودتان شرکتی را تأسیس می کنید که به سرعت شکست می خورد، نکات بیشتری یاد بگیرید. شما دیدگاهی دست  اول در مورد اینکه موفقیت و رشد کسب وکار چیست به دست می آورید، مهارت هایی را که به هر مرحله از پیشرفت استارت آپ مربوط هستند می آموزید، اعتمادبه نفس پیدا می کنید و شبکه شخصی خودتان را تشکیل می دهید. به این ترتیب اگر در آینده بخواهید شرکتی تأسیس کنید، طرحی از موفقیت در ذهن تان خواهید داشت و مهارت ها و منابع را که برای رسیدن به این هدف لازم دارید، می شناسید. فقط باید مطمئن باشید به استارت آپی می پیوندید که به کار تیمی اهمیت می دهد و اطلاعات خود را با همه اعضا به اشتراک می گذارد.

در هر صورت، اگر در محیطی قرار بگیرید که یادگیری سریعی داشته باشید، امکان ندارد که اشتباهات هولناک شما را در خود غرق کنند. اگر برای فکر کردن وقت بگذارید و به جای اندیشیدن به راه های اجتناب از شکست، برای رسیدن به موفقیت و پیروزی برنامه ریزی کنید، حرفه خوبی در انتظار شما خواهد بود.

اخبار مرتبط
 
   
 
دیدگاه
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب
مدیسه