امروز: دوشنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۳۹۶ - Monday, 24 April , 2017
کد خبر: 11122

چرا کداک مبدع دوربین های دیجیتال شکست خورد؟

نوآوری، رمز کارآفرینی یا شکست؟

کداک پیشاپیش برای مرگ نگاتیو آماده بود و با اختراع دوربین دیجیتال، به پیشواز عصر جدید رفته بود، اما چرا اکنون کداک به تاریخ پیوسته است؟ ...

2011-5-22-Kodak-Grangeسال ۶۲ در آخرین تعطیلات تابستانی دوره دبیرستان، به‌جای مطالعه برای کنکور، هوس کردم در کلاس‌های عکاسی و فیلم‌سازی ثبت‌نام کنم. آن زمان تمام راه‌ها در صنعت فیلم و عکس، به کداک ختم می‌شد. نگاتیوهای کداک، گران و مرغوب بودند و تمام حرفه‌ای‌های این صنعت، هیچ برند دیگری جز کداک را قبول نداشتند. ما از نگاتیوهای آگفا استفاده می‌کردیم که هر کاست آن فقط برای سه دقیقه فیلم‌برداری سوپر هشت کفایت می‌کرد و برای ظهور باید به آلمان ارسال می‌شد. چهل روز طول می‌کشید تا کاست‌ها از آلمان برگردد و چشممان به زیارت سه دقیقه فیلمی که گرفته بودیم روشن شود. برای عکس هم از نگاتیوهای ۳۶ تایی فوجی استفاده می‌کردیم و لذت عکس گرفتن، همیشه با عذاب حسابگری هزینه و تعداد باقی‌مانده از نگاتیو، آمیخته بود. برای رهایی از این کابوس، کسی باید کاری می‌کرد و ما خبر نداشتیم که کسی در کداک، این کار را کرده است: اختراع دوربین دیجیتال. آن‌ها پیشاپیش برای مرگ نگاتیو آماده بودند و با اختراع دوربین دیجیتال، به پیشواز عصر جدید رفته بودند، اما چرا اکنون کداک به تاریخ پیوسته است؟ چرا دوربین دیجیتال من و شما، کداک نیست؟ اگر به قول پیتر دراکر، دو وظیفه اصلی هر کسب‌وکار، نوآوری و بازاریابی است، پس چرا این شرکت عظیم آمریکایی با آن سابقه درخشان و با این نوآوری به‌موقع، اکنون وجود خارجی ندارد؟

نوآوری ما، نوآوری آن‌ها

چند ماهی است که جلسات گپ مدیریتی در شرکت کوچک ما، به ایده پردازی برای ایجاد کسب ‌وکار اختصاص‌یافته است. در هر نشست، ده‌ها ایده بیان می‌شود که هیچ‌کدام، جدید نیست. خلاقانه‌ترین آنان روایت متفاوتی از ایده‌ای است که قبلاً در آن سوی آب اختراع و عرضه‌شده است. با این‌همه خلاقیت در نسخه‌برداری از ایده‌ها و محصولات و خدمات و سیستم‌ها و روش‌های موجود، اساساً چه نیازی به نوآوری است؟ ما خیلی که هنر کنیم از همین شیوه‌های موجود، به‌درستی استفاده می‌کنیم و به بیش از آن نیازی نداریم! راه ساده‌تر، پیوستن به یکی از جریان‌های انحصار و تسلط در اقتصاد فعلی است که حتی زحمت به‌کارگیری ایده‌های موجود را هم ندارد و حداقل تا باز شدن درها به روی تجارت جهانی، تضمین‌شده است. با این اوصاف، نوآوری کیلویی چند؟!

حلقه گمشده

خب، ما که به نوآوری نیاز نداریم، آن‌ها هم که نوآوری کردند و ورشکست شدند. پیتر دراکر هم که حرف مفت نمی‌زند، پس موضوع چیست؟ شاید حلقه گمشده‌ای در کار است.

نگاهی به تاریخچه شرکت‌های قدیمی که برخلاف کداک، خود را با شتاب تحولات تکنولوژی تطبیق داده و همچنان به حضور قدرتمند خود در بازار ادامه داده‌اند و شرکت‌های جدید که در همین دنیای پرشتاب متولدشده‌اند و پیشتاز تغییرات هستند، این راز را برملا می‌کند که ایده‌های ناب و نادر، اختراعات مفید و سودمند، طرح‌های انقلابی و هیجان‌انگیز و تحقیقات دقیق و معتبر، تنها در صورتی به نیروی پیش برنده کسب‌وکارها تبدیل می‌شوند که با جریان کارآفرینی در هم آمیزند. درک تحولات تکنولوژی، فهم سلایق بازار، پیش‌بینی روندهای کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری در خلق و پرورش ایده‌های نو، تنها نیمی از راز ماندگاری در اقتصاد عصر حاضر است. نیم دیگر، کارآفرینی است: ورود خلاقانه به دنیای کسب‌وکار و خلق ارزش بر اساس ایده‌های جدید. میدانم که با خواندن این جمله، استیو جابز را در ذهن خود مجسم کردید و به ستایش قدرت شگرف وی در ایده‌پردازی و خلق محصولات جدید و عرضه جهانی آنان پرداختید، اما من در مورد استیو جابز صحبت نمی‌کنم. من در مورد شما صحبت می‌کنم. اگر قصد دارید وارد فضای کسب‌وکار شوید و خود را برای اقتصادی رقابتی و جهانی آماده کنید، به ترکیب این دو مفهوم بیندیشید: نوآوری و کارآفرینی.

A-Secret-to-Creative-Problem-Solving-600x300

روی زمین راه بروید

از نوآوری شروع کنیم: شما مدیرعامل کره زمین نیستید. کسی از شما انتظار ندارد که مشکلات لاینحل بشریت را به یک اشاره حل کنید. البته اگر این کار را بکنید، لطف کرده‌اید ولی فعلا آنچه مهم است این است که من تا این جای مقاله، ۷۷۵ کلمه فارسی را با کیبورد انگلیسی لپ‌تاپ خود تایپ کرده‌ام. شما اگر نوآور و ایده پرداز هستید، کافی است همین یک مشکل را حل کنید: من به راه‌حلی نیاز دارم که بتوانم لپ‌تاپ اورجینال با حروف فارسی و انگلیسی داشته باشم. نه عربی و نه برچسبی.

حالا که دست‌به‌کار شده‌اید یک راه‌حل هم برای این چای کیسه‌ای پیدا کنید که اگر از فنجان بردارم، نعلبکی را کثیف کاری می‌کند و اگر بماند، چای را تلخ و سیاه می‌کند.

از شوخی گذشته، نوآوری به همین سادگی است. سال‌ها پیش که سوسک‌ها تهران را فتح کرده بودند، مطلبی در همشهری چاپ شد که سوسک‌ها از کانال فاضلاب حمام و توالت وارد خانه‌ها می‌شوند. بنده خدایی هم آمد و یک راه آب پلاستیکی ساخت که سوسک‌ها نتوانند از آن بالا بیایند و از آن سال تا حالا شاید میلیون‌ها قطعه از این محصول فروخته‌شده باشد.

کسی مسئول حمایت از شما نیست

گلایه از بها ندادن به ایده‌ها و نوآوری‌ها، گلایه از عدم سرمایه‌گذاری روی ایده‌های جدید، گلایه از نبود شرکت‌های venture capital در ایران، گلایه از مافیا و …. گلایه‌هایی واقعی هستند اما کسی گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست. شما که مخترع هستید، راه موفقیت در این اقتصاد را هم باید اختراع کنید. کسی شما را تشویق نخواهد کرد، کسی شما را حمایت نخواهد کرد. شما در فضایی که به نوآوری نیاز ندارد، نوآوری را انتخاب کرده‌اید. این انتخاب شماست و بهای آن را هم باید شخصاً بپردازید.

این نسخه شماست

هیچ نسخه واحدی برای کارآفرینی و به‌ویژه ترکیب نوآوری و کارآفرینی وجود ندارد. هرکسی راه خود را می‌سازد اما عجالتا چند نکته را می‌توان یادآوری کرد:

مطمئن باش: اکنون‌که ایده‌ای ناب را به اختراعی مفید تبدیل کرده‌اید و قصد کارآفرینی دارید، مطمئن باشید که موفق خواهید شد. به چیزی جز پیروزی فکر نکنید اما برای بارها و بارها شکست آمادگی داشته باشید.

ساده باش. اگر پیچیده‌ترین قانون روباتیک را برای اختراع خود به کار گرفته‌اید، مهم نیست. مهم این است که کاری را که آن روبات انجام می‌دهد در یک جمله ساده بیان کنید.

کوچک باش. بزرگ‌ترین شرکت‌ها هم روزی کوچک بوده‌اند. کسب‌وکار خود را کوچک بسازید و تا زمانی که چاره‌ای جز بزرگ شدن ندارد، اصراری بر توسعه آن نداشته باشید.

جدید باش. راه‌های جدید کشف کنید، روش‌های جدید ارائه کنید، مهم نیست که این راه و روش‌ها تا چه حد خوبند، مهم این است که قبلاً وجود نداشتند.

حسن اطاعت

مدیرعامل ایده های نوین پارسیان

بیمه پارسیان

اخبار مرتبط
 
 
 
دیدگاه
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

 
آخرین مطالب
مدیسه  
 
 

قاصدک 24

 

اخبار تاپ - اخبار جدید لحظه ای ایران و جهان